»بیمه کارآفرین

زلزله ای بر جان بیمه / بیمه گران ایرانی با چانه زنی بیمه نامه می فروشند!

زلزله ای بر جان بیمه / بیمه گران ایرانی با چانه زنی بیمه نامه می فروشند!

به گزارش ریسک نیوز به نقل از بیمه داری نوین منطق حاکم بر صنعت بیمه و اصل مهم آن مبتنی بر ارزیابی ریسک و پرداخت غرامت (نه بیشتر از خسارت وارد و نه کمتر از آن) است. بیمه‌گذاران و مشتریان بیمه بنابر ریسکی که با خود دارند به همان میزان نیز حق بیمه پرداخت می‌کنند. ریسک بیمه‌گذارانی که تحت پوشش قرار می‌گیرد در شرکت‌های بیمه تجمیع شده و بالطبع احتمال وقوع و پرداخت خسارت را برای آن­ها بالا می‌برد. رعایت تناسب بین ریسک تقبل شده و حق بیمه دریافتی در صنعت بیمه حیاتی است. ریسک‌های سوانح طبیعی مانند زلزله اهمیت این موضوع را در صنعت بیمه برجسته می‌کند به شکلی که در زمان وقوع حادثه به‌منظور جبران این دست از خسارت‌ها برنامه‌ریزی بلندمدت و تدابیری جهت کاهش سنگینی بار آن، مانند ایجاد صندوق‌های بیمه‌ای سوانح طبیعی حیاتی به نظر می‌رسد که در چندین کشور نیز نمونه موفق آن یافت می‌شود. به اعتقاد دکتر محسن غفوری آشتیانی ، رئیس انجمن مهندسی زلزله ایران و استاد نمونه پژوهشگاه‌ بین‌المللی‌ زلزله‌شناسی‌ ، در کشوری مانند ایران ما که اقتصاد آن دولتی و نیمه‌خصوصی است باید در یک فرآیند10 یا 15 ساله مردم با مبلغ مشخص ماهانه شروع کنند و دولت نیز در این صندوق سرمایه‌گذاری کند.

*لطفا در مورد تاریخچه بیمه در زلزله و ایجاد صندوق‌ها توضیح دهید؟

بیمه سوانح ازجمله زلزله اولین بار به‌صورت مکتوب در سال 1932 توسط جان فریمن مطرح شد. به این صورت که باید جبران خسارت‌های بزرگی که توسط زلزله رخ می‌دهد و از توان مردم خارج است توسط مکانیزم بیمه‌ای انجام شود. در بیمه سلامت و بیمه خودرو وقتی خسارتی کوچک رخ می‌دهد زیاندیده احتمالا درگیر بیمه نمی‌شود چون خودش می‌تواند آن را جبران کند، اما زمانی‌که میزان خسارت از حد توان زیاندیده فراتر رود، پوشش بیمه اهمیت می­یابد. بیمه سازوکاری است که همه افراد در آن مشارکت می‌کنند تا در صورت بروز حادثه‌های بزرگ برای جبران خسارت‌ها پشتیبان آن­ها باشد، این فلسفه بیمه است. بیمه زلزله از 1932 مطرح‌شده است و در دهه 1980 (دهه60) به تدریج با مدل‌سازی ریسک زلزله و تعیین شاخص‌ها و نرخ بیمه سوانح مبتنی بر ریسک روند جدیدی را آغاز نمود و از دانش مهندسی بیشتر استفاده شد و تاکنون رشد سریعی داشته است. در مساله بیمه یک اصل مهم این است که باید مبتنی بر ریسک باشد. به عبارتی توانایی ارزیابی ریسک‌های محتمل آینده در آن چیزی که ساخت‌وساز می‌شود وجود داشته باشد و سازوکار ارزیابی خسارات آن در دست باشد، سپس مکانیزم بیمه مورد استفاده قرار گیرد.

در دنیا سالانه سرمایه‌گذاری چندصد میلیون دلاری روی مدل‌سازی ریسک برای بیمه انجام می‌شود تا ایجاد وضعیت برد-برد برای بیمه‌گذار و بیمه‌گر ایجاد شود، تا بیمه مورد استقبال مردم واقع شود و احساس شود که بیمه حامی شما در زمان نیاز است.

*مهم‌ترین شاخص‌هایی که در حوزه مدل‌سازی زلزله مشخص شده است، چه شاخص‌هایی هستند؟

چند عامل در مدل‌سازی ریسک دارای اهمیت است؛ نخست برآورد احتمال شدت وقوع خطر در آینده است که میزان آن با تحلیل خطر که تلفیقی از اطلاعات مربوط به ساختار زمین، گسل، لرزه‌خیزی بدست می‌آید. مولفه بعدی ارزیابی کیفیت و آسیب‌پذیری ساختمان‌ها و تاسیسات مهندسی در برابر خطر احتمالی است که شاخصی خواهد بود که ساختمان تا چه حدی براساس قانون مهندسی ساخته شده است. سومین مولفه، ارزش انسانی و مالی و عملکردی آن سازه در معرض خطر احتمالی است. به ­عنوان مثال یک‌بار شما برای جبران خسارات مستقیمی که وارد می‌شود، بیمه خریداری می‌کنید، اما می‌توانید یک پله فراتر بروید. مثلا با ویران شدن یک سازه صنعتی یا تجاری عده‌ای که در آن مشغول به کار بودند بیکار می‌شوند و درواقع جریان تولید متوقف می‌شود. من به‌عنوان یک صاحب صنعت می‌توانم بیکاری پرسنلم را بیمه کنم، اما بخش مهم، بخش جبران خسارت مستقیم است. بخش دوم خسارت غیرمستقیم است. مساله دیگر بیمه فرآیند ساخت است مثلا اگر شما ساخت یک سکوی نفتی را شروع می‌کنید می‌توانید فرآیند کار و نیروهای آن را بیمه کنید.

این خطرات می‌توانند سیل، زلزله، طوفان، انفجار و… باشد. ما به این چهار مولفه بیمه محتمل بر ریسک می‌گوییم. از این برآوردها نرخ بیمه مشخص می‌شود. مسلما بخشی را بیمه‌گر می‌پردازد بخشی را بیمه‌ها می‌پردازند، بخشی هم اتکایی می‌شود. اما در مواقعی که فاجعه رخ می‌دهد دولت وارد بحث بیمه می‌شود. آنچه درحال حاضر رخ‌داده این است که دولت بیمه‌گر مجانی شده است.

در فجایع طبیعی و سوانح بسیار بزرگ که خارج از توانایی بیمه‌ها است دولت وارد می‌شود. معمولا دولت‌ها از طریق تکمیل صندوق‌های بیمه‌ای این کار را می‌کنند و موفق‌ترین صندوق بیمه‌ای هم صندوق بیمه‌ای کشور نیوزیلند است. نیوزیلند در این زمینه تجربه موفقی دارد. اگر صندوق‌ها خوب طراحی نشده باشند ورشکست می‌شوند. طراحی این صندوق‌ها اصول و فرآیندی دارند. یعنی باید بدانیم با چه روندی چقدر از مردم پول گرفته شود و چقدر را دولت متقبل خواهد شد. معمولا در کشورهایی که اقتصاد کاملا خصوصی دارند دولت چیزی نمی‌پردازد و همه پول را مردم می‌دهند. در بعضی از کشورها مردم با مبلغ کم شروع می‌کنند.

 صندوق دیگر در کشور ترکیه واقع است. صندوقی که بعد از زلزله 1999 به کمک بانک جهانی طراحی شد و مرکز آن در استانبول قرار دارد که عملکرد خوبی هم نشان داده است. در کشوری مانند کشور ما که دولتی و نیمه‌خصوصی است باید در یک فرآیند 10 یا 15 ساله مردم با مبلغ مشخص ماهانه شروع کنند و دولت در صندوق سرمایه‌گذاری کند. مانند صندوق تعاونی که در روستاها باز می‌کنند. بیمه یک صندوق تعاون برای کمک کردن است و زمانی موفق می‌شود که مبتنی بر ریسک باشد.

متاسفانه در ایران بحث صندوق سوانح بدون انجام مطالعات دقیق درحال شکل‌گیری است، که البته این شکل‌گیری هم بیش از 10 سال است که طول کشیده.

*در بحث زلزله چطور می‌توان به پیشگیری از ریسک رسید؟

 این همان بیمه ریسک‌محور است. وقتی کسی به‌عنوان سرمایه‌گذار یا سازنده اصول ساخت‌وساز و ایمنی را به‌درستی رعایت کند، کمترین حق بیمه را پرداخت می‌کند. اما آن فردی که این اصول را رعایت نکرده و تخلفات فراوانی هم دارد باید نرخ بیمه بیشتری را پرداخت کند. فرض کنید اگر یک واحد مسکونی به‌نوعی باشد که نه بشود در آن زندگی کرد، نه اجاره داد و نه فروخت مجبور هستیم برای استفاده از آن بیمه خریداری کنیم.

به عنوان مثال، در بیمه سلامت همه مردم یک نرخ بیمه می‌دهند. چه سالم باشم و رعایت اصول بهداشتی انجام شود، چه اینکه رعایت نشود. در نظام بیمه‌ای صحیح فردی که اصول سلامت و بهداشت را رعایت می‌کند نسبت به افرادی که شاخص‌های سلامتی را رعایت نمی‌کنند حق بیمه کمتری می‌پردازد.

لذا در این حوزه یک بخش سازنده مسکن و دیگری هم استفاده‌کننده مسکن است. هزینه یک ساختمان ایمن با ساختمان ناایمن فرق یک یا 2 درصدی دارد. کسی که قوانین را نادیده می‌گیرد حدود 2 تا 3 درصد در کل هزینه کمتر می‌پردازد، برای ساختمان‌های خیلی مهم حدود 5 درصد و برای بیمارستان‌ها حدود یک درصد است. چرا با وجود این هزینه کم برای حفظ جان و مال توجه نمی‌کنیم، چون تفکر ما و زندگی ما ایمن‌محور نیست.

*چطور می‌شود مسئولیت‌پذیری را در سطوح دولت و ملت بیشتر کرد؟

چندین عامل وجود دارد. نخست دولت است که باید مطمئن شود قوانینی که وضع می‌شود پیاده و عملی می‌شوند. دوم کسی که خلاف قانون فعالیت می‌کند باید هزینه آن تخلف را بپردازد. تا زمانی‌که متخلف موفق است و متاسفانه بوده، افراد به سراغ تخلف می‌روند. اگر فردی تخلف کرد باید به‌گونه‌ای تنبیه شود که دیگر سراغ تخلف نرود. ببینید در ژاپن چیزی به‌عنوان تخلف در ساخت‌وساز تقریبا وجود ندارد و این موضوع معنی ندارد. چراکه اگر کسی این تخلف را انجام دهد به‌شدت تنبیه خواهد شد. وقتی‌که فردی بداند قوانین اجرا می‌شوند تخلفی مرتکب نخواهد شد.

ما در ایران مشکل قوانین و دستورالعمل نداریم، مشکل اصلی ما عدم اجرای قانون است و قانون‌شکنی بعضا باعث افتخار یا زرنگی تلقی می‌شود و افرادی که متخلف هستند مجازات نمی‌شوند. اما مردم زبان پول را خوب می‌فهمند. من باید به‌جای این‌که به‌ظاهر ساختمان توجه کنم به ایمنی آن توجه کنم. باید هر چیزی که استفاده می‌شود بیمه داشته باشد. *یعنی من در خانه‌ای که بیمه ندارد مستقر نشوم.

 چرا پراید در ایران مصرف می‌شود اما در دنیا نمی‌شود؟ چون درجاهای دیگر اگر کسی بخواهد سوار پراید شود باید آنچنان حق بیمه سنگینی بپردازد که ترجیح می‌دهد این کار را نکند. اما وقتی در ایران ارزان‌ترین حق بیمه برای پراید است خب بدیهی است تقاضا برای این خودرو بیشتر می‌شود.

*در کدام حوادث بیمه به‌طور کامل خسارت‌ها را پرداخته است؟

در زلزله نیوزیلند بیمه خسارت را به‌طور کامل پرداخت کرده است. دولت کمک‌های اولیه بعد از حادثه را انجام می‌دهد ولی پولی برای جبران خسارت پرداخت نمی‌کند. در زلزله منجیل، بم و… شاهد بودیم که بعد از حادثه دولت گفت چند میلیون کمک می‌کند و چند میلیون هم وام می‌دهد. دولت باید چند میلیون کمک کند اما تعدادی از وام‌هایی که دولت پرداخت کرده برگشتی نداشته است. یعنی آن مبلغی را که دولت به‌عنوان وام می‌دهد باید بیمه آن را پرداخت کند. اینجاست که دولت بیمه‌گر مجانی می‌شود. وقتی دولت مجانی من را بیمه می‌کند چرا باید خودم را بیمه کنم. وقتی برای ریسک‌هایی که می‌کنید هزینه بالایی باید پرداخت شود میزان حرکات ریسک شما خیلی کم می‌شود. صنعت بیمه ما به‌روز نیست و قدیمی است، با چانه‌زنی بیمه می‌کنند. با اکثر مدیران بیمه‌ای صحبت شده تا بیمه‌هایشان براساس ریسک باشد، همه قبول دارند اما تا زمانی‌که مبنا براساس فروش بیمه و رقابت براساس فروش بیمه است، نمی‌توان کاری کرد.

جالب است وقتی هم می‌گوییم دانش آن وجود دارد می‌گویند خریداری وجود ندارد حتی اگر سرمایه‌گذاری کنیم. شرکت‌های بیمه‌ای از وضعیت حال حاضر راضی نبوده و صنایع دیگر نیز از بیمه‌ها راضی نیستند. مردم و دولت نیز هم رضایت ندارند. چون بیمه ما با دانش روز عجین نیست. دانش آن وجود دارد اما بازار بیمه ما نیازی به این دانش احساس نمی‌کند. ما در کشور یک بخش دانش و یک بخش عمل و استفاده از آن دانش را داریم. امروز نمی‌توان ردپایی از علم را در زندگی مردم مشاهده کرد. تولید علم در ایران بالا است اما این تولید علم در زندگی مردم چقدر جریان دارد؟ ردپای علم را نه در قوانین می‌توان دید و نه در زندگی مردم. در ژاپن علم در سیاست، قوانین و زندگی مردم به شکلی پیاده می‌شود که در اروپا و آمریکا هم بدین شکل مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.

علما و اساتید باید علمی را تولید کنند که قابل پیاده کردن در زندگی مردم باشد. ما در زمینه علم زلزله جزو 10 کشور برتر دنیا هستیم اما دستگاه‌های اجرایی که باید از این علم استفاده کنند، بهره‌ای نمی‌برند. علتش هم این است که برای ما ارزشی قائل نمی‌شوند. در توسعه شهر تهران ردپای محکمی از علم و دانش وجود ندارد چرا که شهردار، شورای شهر و… خودشان را تقریبا بی‌نیاز از علم می‌دانند. متاسفانه هم مسئولان و هم مردم خودشان را از علم بی‌نیاز می‌دانند.

به نظر من بیمه در کشور باید علم محور و قوی‌تر شود. شرکت‌های بیمه ما باید از بیمه‌گذاری‌های سنتی خارج‌شده و به سمت بیمه‌گذاری مبتنی بر ریسک بروند، اگر بخواهند در درازمدت موفق باشند.می‌توان با قطعیت گفت که در صورت بروز اتفاق بزرگی در کشور تمام شرکت‌های بیمه ورشکسته خواهند شد.

 

نظر شما برای “زلزله ای بر جان بیمه / بیمه گران ایرانی با چانه زنی بیمه نامه می فروشند!”

قالب وردپرس